السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
142
تفسير الميزان ( فارسي )
ناحيه دور گردد ، و پا به فرار گذاشته خود را از گزند آن عقاب حفظ كند ، بلكه عقاب خدا آدمى را به عمل خود آدمى و به گناهش مىگيرد ، و چون گناه در باطن آدمى و در ظاهرش هست و از او جدا شدنى نيست ، عقاب خدا هم از او جدا شدنى نيست ، و در نتيجه خود انسان وقود و آتش افروز دوزخ مىشود ، و به عبارت ديگر آتش از نهاد خود او مشتعل مىگردد و با اين فرض ديگر فرار و قرار معنا ندارد ، ديگر نه خلاصى تصور دارد ، و نه تخفيف ، به همين جهت است كه خدا خود را شديد العقاب خوانده است . و در جمله : * ( « كَذَّبُوا بِآياتِنا فَأَخَذَهُمُ اللَّه » ) * دو بار التفات به كار رفته ، اول التفاتى از غيبت به حضور ، و دوم التفاتى از حضور به غيبت . توضيح اينكه : در آيه قبل خداى تعالى غايب فرض شده بود و مىفرمود مال و اولادشان نمىتواند آنان را از خدا بىنياز كند . و در جمله مورد بحث خداى تعالى متكلم فرض شده ، مىفرمايد : « به آيات ما تكذيب كردند » ، و بار دوم خداى تعالى كه در اين جمله حاضر و متكلم فرض شده غايب فرض مىشود ، چون مىفرمايد : « پس خدا ايشان را بگرفت » . حال بايد ديد نكته اين دو التفات چيست ؟ . التفات نكته اول اين است كه با حاضر شدن خدا هم ذهن شنونده نشاط پيدا مىكند ، و هم خبر را به درست بودن نزديك مىگرداند ، زيرا مثل اين مىماند كه گوينده اى بگويد : « فلانى بد دهن و فحاش و بد برخورد است ، و من گرفتار معاشرت با او شدهام ، زنهار كه از همنشينى با او بپرهيزى » كه در اين عبارت جمله : « و من گرفتار معاشرت با او شدهام » خبر را تصحيح مىكند و صدق آن را اثبات مىنمايد ، چون خبر را مستند به ديدن و مشاهده خود مىكند كه خود نوعى شهادت است . بنا بر اين معناى آيه شريفه اين مىشود كه : « آل فرعون عادتشان عادت همين كفار بود ، و مثل اينان آيات را تكذيب مىكردند ، و اين مطلب جاى هيچ شكى نيست ، براى اينكه ما خود رفتار آل فرعون را مشاهده كرديم و به خاطر همين كه ديديم آيات ما را تكذيب مىكنند ، هلاكشان كرديم » . و اما التفات دوم كه در جمله : * ( « فَأَخَذَهُمُ اللَّه » ) * به كار رفته ، و دوباره خداى تعالى غايب به حساب آمده ، نكته اش اين است كه خواسته بعد از به دست آوردن مقصود دوباره به اصل كلام برگردد ، و علاوه بر اين ، حكم را به مقام الوهيت كه قائم به همه شؤون عالم ، و مهيمن بر هر كوچك و بزرگى است ارجاع دهد ، و به همين منظور لفظ جلاله ( اللَّه ) را دوباره تكرار نموده و فرمود : * ( « وَاللَّه شَدِيدُ الْعِقابِ » ) * و نفرمود : « و هو شديد العقاب » ، تا دلالت كند